X
تبلیغات
اندیشه ی برتر
علوم سوم راهنمایی

محیط زیست

محیط زیست طبیعی عبارت ترکیبی از دانشهای متفاوت در علم است از مجموعه عوامل زیستی و محیطی در غالب محیط زیست و غیر زیستی (فیزیکی، شیمیایی) که بر زندگی یک فرد یا گونه تأثیر می‌گذارند و از آن تأثیر می‌بینند. امروزه این تعریف غالباً به انسان و فعایت‌های او مرتبط می‌شود و می‌توان محیط زیست را مجموعه‌ای از عوامل طبیعی کرهٔ زمین، همچون هوا، آب، اتمسفر، صخره، گیاهان و غیره، که انسان را احاطه می‌کنند خلاصه کرد.

تفاوت محیط زیست با طبیعت در این است که تعریف طبیعت شامل مجموعه عوامل طبیعی، زیستی و غیر زیستی می‌شود که منحصراً در نظر گرفته می‌شوند، در حالی که عبارت محیط زیست با توجه به برهم‌کنش‌های میان انسان و طبیعت و از دیدگاه وی توصیف شده‌است.

تأثیرات انسان بر محیط زیست

بر اساس گزارش سازمان همکاری اقتصادی و توسعه در سال ۲۰۰۱، تقریباً تمامی عوامل تشکیل‌دهندهٔ محیط زیست تحت تأثیر فعالیت‌های انسان قرار گرفته‌اند.

خاک‌ها

فرسایش خاک زمین‌های کشاورزی به دست انسان.

مهم‌ترین آثار فعالیت‌های انسان بر خاک عبارت اند از مسمومیت و فرسایش که موجب تخریب و کاهش توان زمین‌های زراعی می‌شوند. به طور کلی فرسایش خاک پدیده‌ای طبیعی است که به وسیلهٔ عواملی چون باد، رواناب‌های سطحی و تغییرات دما انجام می‌گیرد. با این حال، فعالیت‌های انسان از جمله زراعت مفرط، آبیاری زمین‌های زراعی، محصولات تک‌کشتی، چریدن بیش از حد دام‌ها در مراتع، جنگل‌زدایی و بیابان‌زایی باعث از بین رفتن تعادل موجود میان روند تخریب و ایجاد خاک، و در نهایت آلودگی آن می‌شوند.

مسمومیت خاک می‌تواند در اثر افزایش نمک‌های خاک توسط ماشین‌آلات کشاورزی و یا آلودگی مستقیم آن توسط افراد یا کارخانه‌ها به ایجاد شود. در این صورت خاک ناحاصل‌خیز و حتی سمی برای برخی گیاهان می‌شود.

آب‌ها

طبق سازمان همکاری اقتصادی و توسعه، مهم‌ترین تأثیرات فعالیت‌های انسان بر روی آب‌ها در سه مورد خلاصه می‌شود: مصرف بیش از حد آب و از بین رفتن منابع آب، و آلودگی آب‌های سطحی و زیرزمینی.

امروزه تأمین آب شیرین برای بعضی کشورها یک بحران جدی محسوب می‌شود. بر اساس گزارش‌های این سازمان در سال ۲۰۰۱، در صورت عدم اقدامات مناسب، در سال ۲۰۳۰ ۳٫۹ میلیون نفر دچار این بحران خواهند شد. قابل توجه‌است که این بحران خود با روند کنونی افزایش جمعیت اوج نیز خواهد گرفت.

گرم شدن زمین نیز در از بین رفتن منابع آب به خصوص در مناطقی چون آسیای مرکزی، آفریقای شمالی و دشت‌های بزرگ ایالات متحده نقش می‌دارد.

کیفیت آب‌ها نیز بحران دیگری است که برخی کشورها در پیش رو دارند. میزان آلودگی برخی آب‌ها و روند افزایش آن در بسیاری از نقاط کرهٔ زمین بسیار نگران‌کننده می‌باشد. آب‌های سفره‌های زیرزمینی و رودها و دریاچه‌ها منابع مهم تأمین آب شیرین هستند که مستقیماً در معرض آلودگی توسط فعالیت‌های انسان قرار دارند. آلودگی دریاها نیز علاوه بر دخالت مستقیم انسان، تحت تأثیر آلودگی آب‌های شیرین و چرخهٔ آب می‌باشد.

علل آلودگی آب‌ها ممکن است فیزیکی یا شیمیایی باشند:

  • آلودگی فیزیکی همچون آلودگی گرمایی (مصرف آب برای خنک کردن دستگاه‌های صنعتی که موجب افزایش دمای آب و در نهایت از بین رفتن برخی گونه‌های گیاهی یا جانوری می‌شود) یا رادیواکتیو (در اثر حوادث هسته‌ای).
  • آلودگی‌های شیمیایی بسیار گوناگون می‌باشند و می‌توانند در اثر ورود مواد شیمیایی حاصل از کارخانه‌ها، کشاورزی یا فاضلاب‌های شهری به درون آب باشد. مصرف مواد شیمیایی ضد آفت در کشاورزی از علل مهم آلودگی آب‌های زیرزمینی یا سطحی است که مستقیماً موجب مرگ بسیاری از گونه‌ها می‌شود. همچنین، مصرف کودهای نیترات‌دار و فسفات‌دار موجب افزایش این عناصر در آب‌ها می‌شود. در نتیجه، باکتری‌ها و جلبک‌های سطح آب که از این مواد تغذیه می‌کنند به سرعت رشد می‌کنند و زیاد می‌شوند و موجب کمبود اکسیژن محلول در آب و در نتیجه مرگ اغلب گونه‌های ساکن زیر آب می‌شوند.

آلودگی توسط فلزات سنگین چون جیوه، آرسنیک، سرب و روی نیز که حاصل از فعالیت کارخانه‌هاست طی زنجیره‌های غذایی انباشته می‌شود و جان بسیاری از جانوران و نیز انسان را تهدید می‌کند.

آلودگی آب‌ها همچنین موجب بارش‌های اسیدی می‌گردد که برای محیط زیست سمی می‌باشند. آلودگی توسط هیدروکربن‌ها (همچون نفتپلی‌کلروبی‌فنیل‌ها (که سمی و سرطان‌زا هستند) و سایر مواد شیمیایی چون انواع داروها، مواد شوینده... نیز مثال‌های دیگری از آلودگی شیمیایی آب‌ها هستند.

هوا

نوشتار اصلی: آلودگی هوا

آلودگی هوا عبارت است از ورود مستقیم یا غیر مستقیم هر عنصری توسط انسان که احتمال ایجاد اثرات نامطلوب بر سلامتی انسان و محیط زیست را داشته باشد. انواع آلودگی‌های هوا عبارت‌اند از:

پیمان کیوتو

پیمان کیوتو پیمانی است بین‌الملی به منظور کاهش صدور گازهای گل‌خانه‌ای، که عامل اصلی گرم‌شدن زمین در دهه‌های اخیر محسوب می‌شوند. این پیمان که پیمان‌نامهٔ ریو را تکمیل و ترمیم می‌کند در چارچوب سازمان ملل متّحد شکل گرفت.

طی سالهای اخیر با افزایش گازهای گلخانه‌ای نظیر متان، دی اکسید کربن، بخار آب و اکسید نیتروژن در جو زمین، دمای کره در حال افزایش می‌باشد که این امر باعث ایجاد تغییرات ناخوشایند در محیط زیست خواهد شد.

از این رو در سال ۱۹۹۷ طی پیمانی معروف به کیوتو کشورهای صنعتی متعهد شدند که ظرف ده سال آینده میزان انتشار گازهای گلخانه‌ای خود را ۵٪ گاهش دهند و به کشورهای در حال توسعه کمک‌های مالی برای افزایش ضریب نفوذ استفاده از انرژی‌های تجدید پذیر نظیر انرژی خورشیدی و بادی، اعطا نمایند. البته CFC که از گازهای صنعتی می‌باشد نیز از جمله گازهای گلخانه‌ای محسوب می‌شود، این گاز در گذشته بطور وسیع در کندانسورهای یخچال و بمنظور خنک کردن درون یخچال بکار می‌رفت، اما امروزه به دلیل ایجاد اثر گلخانه‌ای، استفاده از آن در بسیاری از کشورها ممنوع شده‌است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391ساعت 19:13  توسط اندیشه ی برتر | 

توليد مثل

 

همه ي جانداراني كه پيرامون ما هستند يا تك سلولي و يا پر سلولي هستند هر يك از اين جانداران توانايي دارند كه هم نوع خود را به وجود آورند. به عبارت ديگر توليد مثل كنند.

 

اهميت توليد مثل:

همه ي موجودات زنده براي بقاي خود فعاليت هايي مانند: تنفس كردن، رشد كردن، .... انجام مي دهند. اما يكي از مهمترين كارهاي موجودات زنده فعاليت در جهت بقاي نسل خود است. اگر جانداري نتواند فعاليت غير توليد مثل انجام دهد از بين مي رود اما اگر اين گونه از جانداران نتواند فعاليت توليد مثل انجام دهد نسل جاندار منقرض خواهد شد. بقاي نسل در جاندار به عوامل ارثي محيطي جاندار مربوط مي شود.

توانايي مقاومت يك جاندار در برابر بيماري ها، شكار شدن، عوامل محيطي، آب و هوا، تغييرات دما، بلاياي طبيعي مانند زلزله، سيل، آتشفشان از جمله عوامل محيطي و ارثي هستند.

 

توليد مثل غير جنسي:

 در توليد مثل غير جنسي جاندار به مرحله اي از رشد خود كه مي رسد مي تواند تكثير شود و افراد جديدي را به وجود آورد. بسياري از جانداران ساده كه ساختمان بدني ساده اي دارند و برخي گياهان به اين روش زياد مي شوند مانند: باكتريها، تك سلولي ها، برخي گياهان و جانداران.

در روش توليد مثل غير جنسي همه ي جانداران تكثير يافته يك گونه و كاملا مانند هم بوده و خصوصيات ساختماني و حياتي يكساني دارند. در اين جانداران اگر شرايط محيطي تغيير كند و اين شرايط برای جاندار مضر باشد همه ي نسل آنها از بين مي رود.

 

دونيم شدن:

 در اين روش يك جاندار مانند: آسيب تقسيم مي شود و به جاندار كه از نظر اندازه تقريبا ساده است تبديل مي شود.

 

جوانه زدن:

 بعضي از جانداران مانند هيدر به اين روش زياد مي شوند در اين روش برآمدگي كوچكي در بدن جاندار ايجاد مي شود و كم كم به جانداري مستقل تبديل شده و ممكن است از بدن جاندار اوليه جدا شود يا همچنان متصل باقي بماند مانند: هيدر آب شيرين و مخمرنان.

 

قطعه قطعه شدن:

در اين روش بدن جاندار به چندين قطعه تقسيم مي شود پس بعضي، يا همه ي آنها به جاندار بالغ تبديل مي شود مثلا جلبك اسپيروژير با اين روش زياد مي شود. اين گياهان نيز با روش توليد مثل غيرجنسي زياد مي شوند.

توليد مثل رويشي در گياهان به دو طريق طبيعي و مصنوعي صورت مي گيرد.

 

ساقه زير زميني:

بعضي از گياهان با ساقه زير زميني زياد مي شوند،ساقه هاي زير زميني كلروفيل ندارند و داراي برگ هاي قهوه اي فلس مانند دارند.

 

ريزم:

 ريزم تقريبا به صورت افقي در خاك رشد مي كند در انتهاي اين ساقه ها جوانه انتهاي وجود دارد، مانند مهد سليمان.

 

غده:

 غده به منزله ي انتهاي ساقه است كه داراي اندوخته غذايي است مانند سيب زميني.

 

پياز:

 در پياز تعدادي برگ بدون سبزينه وجود دارد كه اطراف جوانه قرار دارد. (مانند پياز خوراكي) سنبل.

بنه:

 بنه نسبت به پياز ساقه بزرگ تري دارد اما فاقد فلس هاي متعدد است، مانند: زعفران و گلايل.

 

هاگ زايي:

در اين روش توليد مثل هاگ به وجود مي آيد هاگ يك سلول ويژه است كه توسط جاندار اوليه توليد مي شود. و به تنهايي و به طور مستقيم جاندار به وجود مي آورد. مثلا در كپك نان هاگ ها در اندام هايي به نام هاگدان توليد مي شود. پس از رسيدن هاگ در هاگدان، هاگدان پاره مي شود و هاگ ها همراه باد و آب به نقاط مختلف مي روند.

 

توليد مثل جنسي:

در اين روش توليد مثل بايد دو نوع سلول جنسي نر و ماده وجود داشته باشد اين سلول ها با هم تركيب شده و اولين سلول جاندار جديد كه سلول تخم نام دارد به وجود مي آيد.

 

بنابر اين در روش توليد مثل جنسي گامت نر (سلول جنسي نر) و گامت ماده (سلول جنسي ماده) در اندام هاي توليد مثل نر و ماده توليد می شود و از تركيب آنها سلول تخم به وجود آيد. به تركيب شدن سلول نر و ماده لقاح مي گويند.

 

توليد مثل جنسي در گياهان گل دار:

بيشتر گياهان با كاشتن دانه زياد مي شوند و دانه ها توسط گل ها تشكيل مي شوند.

گل اندام توليد مثلي در گياهان گل دار است در گياهان پيدايش گل موجب آغاز دوره ي جديد (توليد مثل جنسي گياه) است. نقش گل، تشكيل گامت ها و فراهم كردن شرايط تركيب آنها با يكديگر است.

 

بعضي از گل ها ممكن است يك يا چند بخش دانه داشته باشند كه به آنها گل ناقص مي گويند.

 

هنگامي كه دانه گرده در درون بساك پرچم كامل مي شود كيسه بساك  پاره شده و دانه ها پراكنده مي شوند و توسط عوامل مختلف مانند باد، حشرات و ... پراكنده مي شوند.

به قرار گرفتن دانه گرده گل بر روي كلاله مادگي گردافشاني مي گويند. كه به دو صورت مستقيم و غير مستقيم صورت مي گيرد.

چنانچه دانه گرده ي يك گل روي كلاله مادگي همان گل بيافتد گردافشاني را مستقيم و چنانچه دانه گرده اي روي كلاله مادگي گل ديگر از همان نوع قرار گيرد گرده افشاني را غير مستقيم مي گويند.

در درون دانه گرده دو نوع هسته رويشی و زايشي وجود دارد از تقسيم شدن هسته زايي سلول جنسي نر (گامت نر) به وجود مي آيد. گامت نر با گامت ماده موجود در تخمدان تركيب مي شود و سلول تخم به وجود مي آيد. سلول تخم درون تخمك قرار دارد تبديل به دانه و تخمدان تبديل به ميوه مي شود.

بنابر اين ميوه تخمدان رشد كرده و رسيده ي گل است كه ممكن است قسمت هاي ديگر گل را نيز به همراه داشته باشد. ميوه موجب حفاظت از دانه و موجب پراكندگي و زمانبندي لازم براي رويش دانه مي شود.

 

توليد مثل جنسي در جانوران:

در جانداران نيز مانند گياهان سلول جنسي نر (اسپرم) در اندام توليد مثلي نر (بيضه) و سلول جنسي ماده تخمك در اندام توليد مثلي ماده به وجود مي آيد. در همه ي مهره داران و بعضي از بي مهره ها اندام توليد مثلي نر و ماده در دو جاندار جدا از هم وجود دارد اما مانند اسفنج ها، مرجان ها، بعضي كرم ها، نرم تنان.

 

در بعضي از جانداران ساده تر:

روش توليد مثل جنسي در جانداران متفاوت است اما دو ويژگي مشترك در اين روش ها وجود دارد.

الف) ايجاد امكان لقاح: (كامت نر و ماده بايد با هم برخورد كنند و تركيب شوند و سلول تخم به وجود آيد.)

 

ب) ايجاد امكان رشد تخم تا ايجاد نوزاد:

 

جنين بعضي از جانداران در داخل رحم (شكم)  پرورش مي يابند و از طريق اندامي به نام جفت با خون مادر ارتباط غذايي دارند و مواد لازم را از خون مادر مي گيرند و مواد زايد را به خون مادر مي ريزند در اين گونه جانداران بهترين شرايط براي رشد جنين فراهم است.

در جانداران تخم گذار اندوخته غذايي در تخم وجود دارد و حفاظت از تخم در جانداران, بسته به نوع جاندار متفاوت است بعضي مثل پرندگان بر روي تخم ها مي خوابند و برخي مثل خزنده ها (لاك پشت) تخم هاي خود را مخفي مي كنند.

 

توليد مثل در انسان:

توليد مثل در انسان نيز مانند ساير پستانداران با تشكيل سلول جنيني نر (اسپرم) بيضه و سلول جنسي ماده يا تخمك در تخمدان و تركيب هسته هاي آنها با يكديگر و ايجاد سلول تخم صورت مي گيرد.

غدد جنسي در مردان بيضه و در زنان تخمدان نام دارد.

وظايف غدد جنسي توليد گامت و هورمون هاي جنسي است.

 

بيضه:

بيضه ها شامل يك جفت غده هستند كه در زير شكم و درون كيسه بيضه قرار دارند اين غدد شامل لوله هاي نازك و پرپيچ و خمي هستند كه به لوله هاي اسپرم ساز موسومند. اين لوله ها عمل اسپرم سازي از دوران بلوغ شروع مي كنند و تا پايان عمر ادامه مي دهند.

 

تخمدان:

تخمدان ها شامل دو عدد غده ي بيضي شكل است كه در دو طرف داخل شكم، در پايين و جلوي روده ها قرار دارند تخمدان ها,تخمك سازي را ازدوران بلوغ شروع كرده و تا حدود 30 الي 40 سالگي ادامه مي دهند.

معمولا هر ماه يك تخمك نارس فعال مي شود و به يك تخمك كامل تبديل مي شود اين سلول به و سيله ي لوله هاي فالوب به دورن رحم انتقال مي يابد و چنانچه با سلول نر يا اسپرم تركيب شود به سلول تخم تبديل مي شود تخم با تقسيمات خود جنين را به وجود مي آورد كه از طريق جفت با خون مادر ارتباط غذايي پيدا مي كنند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391ساعت 19:2  توسط اندیشه ی برتر | 

نوجواني و بلوغ

 

رشد:

زيست شناسان رشد را به معناي بزرگ شدن بخش ها تشكيل دهنده يك موجود زنده يا تشكيل بخش هاي جديد مشابه آنچه قبلا وجود داشته است مي دانند. رشد در موجودات زنده به دو صورت افزايش تعداد سلول ها و افزايش برگشت ناپذير اندازه سلول صورت مي گيرد.

رشد در طي زندگي جاندار ادامه دارد اما نتيجه آن هموراه ساختاري كارآمد، جوان و زنده نيست در پيكر جاندار در حال رشد، همواره ماده سازي و تخريب هر دو انجام مي شود وقتي ماده سازي بر تخريب برتري داشته باشد اندازه جاندار بزرگتر مي شود وقتي تخريب بر ماده سازي برتري داشته باشد پيري فرا مي رسد.

 

 

بلوغ:

بلوغ به مجموعه اي از تغييرات بدني و روحي كه بين دوران كودكي و نوجواني پيش مي آيد و تا جواني ادامه مي يابد بلوغ مي گويند در دوران نوجواني و بلوغ دخترها و پسرها يك دوره ي سريع رشد بدني را تجربه مي كنند.

اين تغييرات در دخترها يك یا دو سال زودتر از پسرها شروع مي شود.

در دخترها تغييرات سريع از 11 الي 12 سالگي و در بيشتر پسرها از 13 الي 14 سالگي آغاز مي گردد.

 

انواع بلوغ:

 1- جنسي

 2- جسمي

 3- رواني

 4- اقتصادي و اجتماعي

 5- شرعي

 

1- بلوغ جسمي: منظور از بلوغ جسمي، رشد و تكامل اعضاي بدن است كه طي آن رشد استخوان و ساير اندام ها به مرز نهايي خود مي رسد.

2- بلوغ جنسي: شايع ترين نشانه هاي بلوغ در اين مرحله ظاهر مي شود، علائم بلوغ جنسي، ظهور صفات ثانويه جنسي است.

3- بلوغ رواني: نوعي تكامل روحي است كه قدرت تشخيص مسائل و مصالح زندگي را به انسان مي بخشد، در اين حالت فرد، قبول مسئوليت هاي اجتماعي قدرت رويارويي با مشكلات پيچيده پيدا مي كند.

4- بلوغ اقتصادي: هنگامي كه فرد از نظر تامين معاش و اداره ي مستقل اقتصادي بتواند برخود متكي باشد از نظر اقتصادي بالغ شده است.

5- بلوغ شرعي: فقه شيعه سن بلوغ را براي پسران 15 سال قمري و براي دختران 9 سال قمري در نظر گرفته است. در ميان اهل تسنن متفاوت است. در اين زمان نوجوان به وظايف ديني و اخلاقي خود عمل خواهد نمود.

 

تغييرات عاطفي:

در دوران بلوغ تغييرات عاطفي و رواني زيادي در نوجوان به وجود مي آيد و لازم است نوجوانان از خود مراقبت بيشتري به عمل آورند.

 

در اين دوران حساسيت ها، به خود گرفتن ها و زود رنجي ها بيشتر از ساير دوران ها در نوجوان تاثير  ايجاد مي كنند در اين دوران نوجوانان براي ايمني خاطر نياز دارند كه:

1) قابل ارزش باشند

2) در تصميم گيري ها شركت كنند

 

عواطف در رفتارها:

عكس العمل هاي عاطفي يا رفتار ناشي از عواطف، عكس العملهايي است كه در اثر پيدايش انگيزه به وجود مي آيند مهمترين عواطف شامل شد، دوام و تاثيرات داخلي است.

عواطف تحت تاثير تربيت قرار دارند اما در طول عمر دوام دارند، عواطف شديد مي توانند در دستگاه هاي مختلف مانند تنفس، گردش خون، هورمون ها، ماهيچه ها تغييرات زيادي ايجاد كنند.

 

ايمني خاطر:

منظور از ايمني خاطر، فارغ بودن از نگراني ها و ترس هاي بي مورد و زندگي كردن به آرامي و خوشي است و زماني شخص داراي ايمني خاطر است كه بر نيروهايي دروني او را آزار مي دهند پيروز شود.

مثلا يك نوجوان ساعت ها وقت خود را جلو آينه سپري مي كند تا مبادا در نظر ديگران زشت جلوه نكند، براي اغلب انسانها ايمني خاطر چيزي بيشتر از خوراك و مسكن است.

 

انسان موجودي است كه در اين دوران به ارزشمند بودن, پيشرفت، تصميم گيري، دوست داشتن خلاقيت اهميت بيشتري مي دهد، بنابراين نيازهاي عاطفي خود را با آثار مختلف مانند، نقاشي، نوآوري هنري و علمي، تدوين آثار ادبي، كار دستي، ....... بروز مي دهد و در نهايت دوست دارد كه خودش باشد و خود تصميم بگيرد.

 

واكنش هاي دفاعي (Defenisve Reaction):

برخي از افراد با استفاده از روش هايي به نام واكنش دفاعي با افكار مقابله مي كنند كه گاهي اين واكنش ها مفيد و گاهي مضرند واكنش دفاعي اكتسابي هستند و طبيعي محسوب مي شوند، و افراد از آن به عنوان محافظي در برابر اضطراب و تشويش شديد براي جلوگيري از خدشه دار شدن شخصيت انساني به كار مي رود. 

 

انواع واكنش هاي دفاعي:

1) بازگشت: گاهي افراد براي فرار از مسئوليت و يا مشكلات فرار روي خود آرزوی كودك بودن مي كند.

2) خيال بافي: گاهي شخص به عالم رويا و خيال فرو مي رود و شكست هاي خود را با خيال و اوهام جبران مي كند.

3) جابجايي، جايگزيني: گاهي واقعيت، ناخوشايندي براي نوجوان (فرد) رخ مي دهد او مي كوشد مسئوليت آن را به گردن ديگري بيندازد و براي آنها مقصر پيدا كند، در اين شرايط هدفي كه شانس بيشتري دارد جايگزين مي گردد.

4) جبران نقص: گاهي نوجوان(فرد) با پنهان كردن واقعيت، خود را عكس آنچه هست نشان مي دهد، مثلا بعضي اشخاص در شرايطي خود را شخص شجاع يا مودب نشان مي دهند كه اين ويژگي ها را ندارند اين نوع واكنش جبران نقص نام دارد.

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391ساعت 18:50  توسط اندیشه ی برتر | 

اطلاعات اولیه

استخوانها و مفاصل ، روی هم اسکلت بدن را تشکیل داده و با کمک عضلات ، باعث ایجاد حرکت می‌شوند. استخوانها نوعی بافت همبند متراکم می‌باشند که سلولها و رشته‌های آن در ماده زمینه‌ای کلسیفیه شده‌ای به‌نام ماتریکس محصور شده‌اند. استخوان از مواد آلی و مواد معدنی تشکیل شده است. مواد آلی تقریبا 3/1 وزن استخوان را تشکیل داده و شبکه‌ای با خاصیت ارتجاعی در درون استخوان تشکیل می‌دهند. 3/2 باقیمانده ، از مواد معدنی از قبیل کلسیم و فسفر تشکیل یافته و سختی استخوان را باعث می‌شوند. استخوانها در بدن وظایف متعددی را بر عهده دارند.

ستون فقرات تکیه گاه محکم بدن است و بار سنگین سر ، دستها و تنه را که تقریبا 3/2 وزن تمام بدن است تحمل می‌کند.
نخاع و ریشه‌هایی که از آن جدا می‌شوند طوری در داخل مهره‌ها قرار گرفته‌اند که هنگام حرکات طبیعی ستون فقرات هیچگونه آسیبی نمی‌بینند. به ناحیه پشتی ستون فقرات 12 دنده متصل می‌گردد که مانند دو چنگک از راست و چپ تا دور قلب ، ریه‌ها و قسمتی از اعضای درون شکم را فرا گرفته و آنها را حفاظت می‌کند.

فیزیولوژی ستون فقرات

ستون مهره‌ها از 26 مهره استخوانی تشکیل شده است. این مهره‌ها طوری به هم وصل شده‌اند که یک ستون استخوانی را درست کرده اند. در داخل هر کدام از مهره‌ها سوراخ بزرگی وجود دارد. این سوراخها در طول ستون مهره‌ها مجرایی را تشکیل می‌دهند که نخاع ، یعنی طنابی که از مغز جدا می‌شود در داخل آن قرار گرفته است. اتصال مهره‌ها به یکدیگر بسیار دقیق است و آن چنان استحکامی به ستون مهره‌ها می‌دهد که وزن بدن را به راحتی تحمل می‌کند و به چپ و راست؛ جلو و عقب نیز خم می‌شود، و در همین حال نخاع را که ساختمان عصبی بسیار ظریف و مهمی است، در داخل خود محافظت می‌کند.

وقتی به ستون مهره‌ها از روبرو و یا از پشت نگاه می‌کنیم کاملا مستقیم است، یعنی هیچ انحرافی به اطراف ندارد؛ ولی وقتی از پهلو به آن نگاه می‌کنیم در آن پیچ و خم دیده می‌شود، یعنی در قسمت
گردن و کمر به طرف داخل بدن فرو رفته و در ناحیه پشت و لگن برجسته است. این وضعیت باعث می‌شود که ستون مهره‌ها وزن بدن را خیلی بهتر تحمل کند و در عین حال، در موقع ایستادن انسان بتواند کنترل بدن خود را حفظ کند. ستون مهره‌ها در ناحیه گردن از 7 مهره ، در سینه از 12 مهره در قسمت کمر از 5 مهره و در ناحیه لگن از 2 مهره ، یعنی مهره‌های خاجی و دنبلانچه ، درست شده است.



تصویر

سیر تحولی ساختار ستون فقرات در جانوران

جانوران دو گروه هستند: بی‌مهره‌گان (Invertebrate) و طنابداران (Chordata). طنابدارن خود شامل 2 گروه هستند: طنابداران اولیه و طنابداران عالی یا مهره‌داران (Vertebrate).

ستون فقرات در طنابدارن اولیه

نوتوکورد یک میله اسکلتی اولیه است که در سطح پشتی طنابداران اولیه ظاهر شده و از صفحات پهن شده‌ای تشکیل شده است که شامل سلومهای بزرگ است. این سلوم ترشحات ژلاتینی تولید می‌کنند که همانند غلافی در اطراف این سلومها قرار می‌گیرند و نوتوکورد حالت مقاوم پیدا می‌کند. به این ترتیب نوتوکورد به صورت میله باریک ، انعطاف پذیر ، نرم و مقاومی است که در قسمت پشتی جانور کشیده شده و شکل ابتدایی ستون فقرات را ایجاد می‌کند.

ستون فقرات در ماهیها

نوتوکورد در مهره‌داران جای خود را به ستون فقرات غضروفی یا استخوانی می‌دهد. ستون فقرات که در ماهیهای غضروفی از جنس غضروف و در ماهیهای استخوانی از جنس استخوان است از مهره تشکیل شده است. هر مهره دارای یک جسم مهره‌ای است. در سطح پشتی هر مهره یک کمان عصبی دیده می‌شود. هر جسم مهره‌ای از 4 قطعه ساخته شده است که قطعات فوقانی کمانهای عصبی را ایجاد می‌کند. و قطعات پایین حامل دو جفت زایده هستند که دنده‌ها را ایجاد می‌کنند.

ستون فقرات در دوزیستان

در دوزیستان ستون فقرات از مهره‌های جدا از هم تشکیل شده‌اند. مناطق مختلف در ستون مهره‌هایشان متمایز شده است. شامل مهره‌های گردن ، پشت ، ناحیه کمری ، ناحیه خاجی و ناحیه دمی. در ناحیه گردن فقط یک مهره به نام "اطلس" وجود دارد.

ستون فقرات در خزندگان و پرندگان

در خزندگان ، اسکلت طرح عمومی مشابه دوزیستان را دارد. ناحیه گردن توسعه یافته و دارای دو تا مهره گردن به نام اطلس و آسه است. اتصال مهره‌های ستون فقرات طوری است که بتواند وزن سنگین جانور را تحمل کند. در پرندگان ، ساختار ستون فقرات نسبت به خزندگان تغییر زیادی نکرده است.

ستون فقرات درپستانداران

در پستاندارن به خصوص انسان ، ستون فقرات بسیار تحول یافته است. که شامل 7 مهره گردنی ، 12 مهره پشتی ، 5 مهره کمری ، یک استخوان دنبالچه و یک استخوان خاجی شده است.



تصویر

ساختمان ستون فقرات

ستون فقرات یا ستون مهره‌ای یا "تیره پشت" یکی از مشخصات همه جانوران مهره‌دار است. ستون فقرات در انسان از 34 - 33 مهره استخوانی تشکیل یافته است که 24 عدد آنها آزاد و نسبت به یکدیگر متحرک هستند. 5 عدد آنها به هم متصل شده و استخوان خاجی را تشکیل می‌دهند. و 5 - 4 عدد از مهره‌ها نیز به یک قطعه استخوان به نام دنبالچه تبدیل شده‌اند. بنابراین تعداد مهره‌ها در افراد بالغ به 26 قطعه تبدیل می‌گردد.

شمارش مهره‌ها نیز از بالا به پایین صورت گرفته و از 5 قسمت تشکیل شده است: گردنی (Cervical) هفت مهره - پشتی یا سینه‌ای (Thoracic) دوازده مهره - کمری (Lumbar) پنج مهره - استخوان خاجی (Sacrum) یک مهره و استخوان دنبالچه‌ای (Coccygeal) یک مهره . طول ستون مهره‌ها در مردان 70 سانتیمتر و در زنان 60 سانتیمتر است و 4/1 طول یک ستون مهره‌ای رادیسکهای بین مهره‌ای تشکیل می‌دهند.

ساختمان یک مهره معمولی

هر مهره از یک بخش قدامی (تنه) و یک بخش خلفی (قوس مهره‌ای) ساخته شده و سوراخ مهره‌ای در بین این دو بخش قرار دارد در مجموع هر مهره از قسمتهای زیر تشکیل شده است:


  • تنه مهره: دارای 5 سطح فوقانی ، تحتانی ، خلفی و طرفی است. سطح خلفی ، حد قدامی کانال نخاعی را می‌سازد و سطح فوقانی و تحتانی محل قرارگیری دیسک بین مهره‌هاست. تنه مهره در تحمل وزن بدن شرکت می‌نماید.

  • قوس مهره‌ای که از نخاع محافظت می‌کند و از قسمتهای زیر تشکیل شده است.

  1. یک جفت پایه (Pedicle) که قسمتهای قدامی طرفی قوس مهره‌ای را تشکیل می‌دهد.

  2. یک جفت تیغه (Laminae) که قسمتهای خلفی قوس مهره‌ای را بوجود می‌آورند.

  3. هفت زایده که شامل 4 زایده مفصلی (2 تا فوقانی و 2 تا تحتانی) ، دو زایده عرضی و یک زایده شوکی می‌باشد.



تصویر

مهره‌های آزاد

مهره‌های آزاد شامل مهره‌های گردن ، مهره‌های پشت و مهره‌های کمری هستند. مهره‌های آزاد به استثنای مهره اول و دوم گردن ، دارای ساختمان مشابهی هستند. دو مهره اول گردن (مهره اطلس و مهره محوری) ، ساختمان خاص دارند. زیرا این دو باید ستون فقرات را با کاسه سر متصل سازند. مهره اول گردن به نام اطلس ، تنه ندارد و به جای آن یک قوس قدامی دیده می‌شود. در بالای این قوس از هر طرف یک حفره مفصلی برای دو برآمدگی استخوانی پس سری و در زیر آن دو زایده مفصلی برای اتصال به مهره دوم گردن (مهره محوری) وجود دارد. از تنه مهره دوم گردنی ، یک برآمدگی استخوانی به شکل دندان (زایده دندانی) به سمت بالا جدا می‌شود که با سطح درونی قوس قدامی اطلس دارای اتصالی مفصلی است.

استخوان خاجی (Sacrum)

استخوان خاجی از 5 مهره که با یکدیگر جوش خورده‌اند، ساخته شده است. این استخوان جدار خلفی حفره لگن را تشکیل می‌دهد. شکل آن سه گوش و سطح قدامی آن قدری گود و سطح خلفی آن قدری برجسته است و از دو طرف به استخوان خاصره متصل می‌شود. اتصال استخوان خاجی با آخرین مهره کمر بوسیله دو زایده مفصلی فوقانی مهره‌ها صورت می‌گیرد.

استخوان دنبالچه (Coccygeal)

این استخوان از 5 - 4 مهره کوچک به هم چسبیده تشکیل شده است که شکل مثلثی دارد و با رباطهای مفصلی به انتهای استخوان خاجی متصل است. دنبالچه در انسان ، منطبق با دم حیوانات پستاندار است که کوچک و بدون رشد مانده است.

مفاصل ستون فقرات

مفصل بین استخوان پس سری و اولین مهره گردن ، حرکات سر را به پایین و بالا و راست و چپ ، ممکن می‌سازد. زایده دندانی مهره دوم گردن بوسیله یک رباط عرضی به سطح درونی قوس قدامی مهره اطلس متصل است که موجب حرکت و گردش سر می‌شود. در رفتگی این مفصل و پارگی رباط عرضی ، خطر فرو رفتن مهره دوم گردن به داخل نخاع و مرگ فوری را در بردارد.

قرصهای غضروفی

اتصال مهره‌ها به یکدیگر بوسیله "قرصهای غضروفی" بین مهره‌ای و دو زایده مفصلی است. رباطهای سرتاسری و مشترک خلفی و قدامی باعث تحکیم آنها می‌گردد. تعداد قرصهای غضروفی بین مهره‌ای 23 عدد است. در ساختمان قسمت مرکزی این قرصهای غضروفی ، ماده ژلاتینی آبدار بکار رفته است. در نتیجه فشار و سنگینی وزن بدن روی قرصها ، آب ماده ژلاتینی آن به خارج فشرده شده، از ضخامت قرصها کاسته می‌شود. به این جهت است که شبها قد انسان پس از کار سنگین روزانه 2 سانتیمتر کوتاهتر می‌شود. قد انسان هنگام صبح ، پس از برخاستن از خواب ، بلندتر از دیگر مواقع روز است.

بیماریهای ستون فقرات




تصویر

شکستگی ستون مهره‌ای

شکستگی جسم مهره یا قوس خلفی آن اغلب با خونریزی و تغییر مکان قطعات شکسته همراه است و در نتیجه ممکن است نخاع فشرده و له شود و یا قطع گردد که ضایعات عصبی حسی و یا حرکتی بسیار مهمی را ایجاد می‌کند. اگر ضایعه له شدن و یا قطع نخاع در ارتفاع پشتی و یا کمری باشد، هر دو پا از حرکت می‌افتد، رفلکسها از بین می‌رود و فلج شل عارض می‌گردد، کار مثانه و مقعد مختل شده و ادرار خود به خود و قطره قطره از مثانه خارج می‌شود.

پس از مدتی ، تونوس از دست رفته عضلات (قدرت انقباض عضلات) مجددا بر‌می‌گردد و حتی از میزان طبیعی بیشتر می‌شود و اندام مربوطه به حال انقباض دائم درمی‌آید. خلاصه فلج شل و به فلج سخت تبدیل می‌شود. اگر ضایعه در ستون مهره‌ای گردن باشد علاوه بر عوارض نامبرده در بالا ، هر دو اندام فوقانی نیز کم و بیش دچار اختلالات حسی و حرکتی خواهد شد. شکستگی و یا دررفتگی مهره اول خطرناک است، زیرا ممکن است به
مرکز تنفس صدمه رسانده ، موجب مرگ فوری مصدوم گردد.

تغییر شکل ستون مهره‌ای

دانش آموزی که در کلاس درس ساعتها روی نیمکت می‌نشیند، عضلات او در حالت سستی و استراحت بوده و تنفس او سطحی است، هوای کلاس نیز به علت زیادی شاگردان خفه و اکسیژن آن کم است و در نتیجه کودکان ضعیف و راشیتیسمی با پشت خمیده ، سینه مسطح و شانه‌های پایین افتاده ، به مرور زمان قوز پیدا می‌کنند. در خمیدگی ستون مهره‌ای و آشکار شدن قوز ، بندها و رباطهای سمت تحدب ستون فقرات بخصوص رباط مهره‌ای مشترک خلفی کشیده می‌شود و برعکس رباط مهره‌ای مشترک قدامی کوتاه می‌شود. اگر بیماری باز هم پیشرفت کند، به مرور از مقاومت جسم مهره در محل فشار کم می‌شود. کمی مقاومت جسم مهره موجب فرو رفتن قسمتی از قرص غضروفی بین مهره‌ای در استخوان مهره می‌گردد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم اسفند 1390ساعت 19:38  توسط اندیشه ی برتر | 

مفهوم واژه های «ضرب دیده» ، «در رفته» ، «آرتریت»،« روماتیسم» را در

 ارتباط با مفصل های بدن پیدا   کنید؟

پاسخ: مفصل ضرب دیده : گاهی بر اثر پیچش یا کشیده شدن غیر عادی مفصل،

رباط ها کشید شده و دردناک می شوند. در این حالت می گویند مفصل ضربه دیده و

 درد مفصل به ما اخطار  می دهد که مفصل ضربه دیده باید استراحت کند تا ترمیم

شود. مفصل در رفته: گاهی مفصل چنان پیچیده یا کشیده می شود که استخوان ها جا

به جا شده و از محل خود خارج می شوند  در این صورت می گویند مفصل در رفته

است که باید توسط پزشک متخصص استخوان ها دوباره در جای خود قرار داده

شوند. آرتریت: آرتریت به بسیاری از عوارضی که مفاصل را تحت تاثیرقرار     

 می دهند گفته می شود. برخی آرتریت را یکی از عوارض پیری می دانند اما باید

دانست تنها یک نوع آرتریت به نام اوستئو آرتریت به علت پیری است که در آن

مفاصل تحریک پذیر و درد ناک شده و سر استخوان در محل  مفصل دچار فرسودگی

 می شوند. رماتیسم: در این بیماری محل مفصل در نتیجه ی التهاب پرده هایی که

مایعات مفصلی را در بر دارند متورم می شوند . درد مفصل ماهیچه های  مربوط

را دچار تشنج کرده و باعث تغییر شکل در آن ها می شود که با توسعه ی  بیماری

غضروفهای سر استخوان هاتخریب شده و تدریجا کلسیم جانشین  آن ها می شود.

امروزه مفصل آسیب دیده را جدا کرده و به جای آن از مفصل مصنوعی بهنام پروتز

 استفاده می کنند. درصد ابتلا به این بیماری در زنان سه  برابر مردان می باشد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم اسفند 1390ساعت 17:17  توسط اندیشه ی برتر | 

فراتر از زمين


دانش اختر شناسي از جمله قديمي ترين رشته هاي علم است كه اجداد ما در چند هزار سال

 

پيش تا حدودي به آن آگاهي داشتند و از روي تغيير محل اجرام آسماني پيش بيني هايي را

 

داشته و دريا نوردان از روي حركت ستارگران راه خود را پيدا مي كردند.


منظومه شمسي:


به خورشيد و نه سياره اي كه به دور آن مي چرخند منظومه
شمسي گويند.

منظومه شمسي چگونه تشكيل شده است؟


در حدود 5 ميليارد سال پيش توده عظيم ابر مانندي تحت تاثير نيروي گرانش شروع به

 

چرخيدن و متراكم شدن كرد و پس از مدتي در وسط آن خورشيد تشكيل شد و موادسنگين تر

 

 در اطراف سيارات را بوجود آورد.

 


نكته: حركت سيارات به دور خورشيد بر خلاف جهت حركت عقربه ساعت است فقط دو

 

سياره زهره و پلوتون برخلاف بقيه سيارات از شرق به غرب مي چرخند.


خورشيد:


ستاره اي است كه 73 درصد حجم آن هيدروژن 25 درصد هليم و بقيه از گازهاي ديگر

 

دماي مركز خورشيد حدود 15 ميليون درجه و چگالي آن 160 برابر چگالي آب است.

 

منشا گرماي خورشيد انرژي هسته اي كه از تبديل اتم هاي هيدروژن به هليم آزاد مي گردد.


لكه هاي خورشيدي: در سطح خورشيد قسمت هاي تيره و سردتري وجود دارد بنام لكه هاي

 

 خورشيدي كه دوام آن ها بين چند روز تا چند ماه است.


اجزاء ديگر منظومه شمسي:


الف: سيارك ها

 

اجرام آسماني هستند كه دانشمندان معتقدند از متلاشي شدن سياره اي كه بين مريخ و مشتري

 

 بوده ايجاد شده اند بزرگي آن ها از يك متر تا چند كيلومتر است.

ب: شهاب

 

تكه هايي از سيارك ها كه بر اثر برخورد به جو زمين و اصطكاك بين آن ها شعله ور مي شوند.


ج: شهاب سنگ

 

تكه سيارك هايي كه از جو زمين عبور كرده و قبل از سوختن به زمين مي رسند.


د: دنباله داره

 

اين اجرام از جنس غبار و يخ هستند تا حدودي به گلوله برف گل آلود شباهت دارند وقتي

 

دنباله دارها به خورشيد نزديك مي شوند يخ آن به بخار تبديل شده و دم درازي به طول

 

هزاران كيلومتر مخالف جهت خورشيد توليد مي كند.


ه: قمرها

 

اجزاء ديگر منظومه شمسي هستند كه به دور سيارات مي چرخند به جزء عطارد و زهره

 

بقيه سيارات داراي قمر هستند.


كره ماه(قمر زمين)


تنها قمر زمين و يكي از بزرگترين قمرها است قطر آن قطر زمين است حركت ماه از

 

 سمت غرب به شرق در مدار بيضي شكلي به دور زمين مي چرخند مدار ماه و زمين در

 

حركت به درو خورشيد در يك صفحه قرار ندارند و ميان آن دو زاويه اي معادل 5 درجه

 

وجود دارد اين واقعيت از نظر پيش بيني زمان وقوع خسوف و كسوف اهميت دارد.


ستارگان

اختر شناسان به كمك تلسكوپ و ابزارهاي علمي مختلف اطلاعات زيادي را درباره

 

ستارگان دريافت كرده اند.


الف: نور

 

اندازه و فاصله يك ستاره از زمين بر مقدار نور آن تاثير دارد مثلا اگر ستاره اي پر نور

 

باشد معنايش آن است كه ستاره يا بزرگتر و يا فاصله كمي از زمين دارد و جرم آن نيز زياد

 

است.

ب: دما

ستاره ها از دور به صورت يك نقطه نوراني ديده مي شوند كه معمولا به رنگ آبي – قرمز

 

 و زرد ديده مي شوند.


اخترشناسان از روي رنگ نور آن ها مي توانند دماي آن ها را حدس بزنند مثلا:


ستاره زرد رنگ نسبتا داغ محسوب مي شود و دماي آن حدود 6000 درجه است


ستاره قرمز رنگ سردتر است و دماي آن حدود 3000 درجه است


ستاره آبي رنگ بسيار داغ است و دماي آن حدود 20 تا 35 هزار درجه است



ج: تركيب

 

به وسيله تجزيه نور اطلاعاتي درباره تركيب آن حاصل مي شود براي اين كار از دستگاهي

 

بنام طيف نگار استفاده مي كنند با مشاهده طيف جذيي ستاره مي توان درباره تركيب اتمسفر

 

آن قضاوت كرد.



د: بزرگي

بزرگي ستارگان بسيار متفاوت است بزرگترين ستاره اي كه تا كنون شناخته شده است

 

اپسيلون اوريك با قطر 2/3 ميليارد كيلومتر و سنگين ترين ستاره كوتوله سفيد است كه يك

 

سانتي متر مكعب آن يك تن وزن دارد.



ه: فاصله

تعيين فاصله ستارگان يكي از مشكلات بزرگ اختر شناسان است و قتي نمي توانند به ستاره

 

 اي سفر كرد چگونه مي توان فاصله آنرا مشخص كرد فقط با يك روش قابل اندازه گيري

 

است به مثلث بندي معروف است.

چرا آسمان آبي است؟
براثر برخورد نور خورشيد به زمين, در هنگام عبور از جو پراكندهمي شود اندازه قطر

 

مولكول هاي جو طوري است كه بيش تر نور آبي را پراكنده مي كنند به همين دليل آسمان

 

 آبي به نظر مي رسد.

صورت هاي فلكي:
قدما ستارگان را در گروههاي بخصوصي قرار مي دادند و آن ها را به شكل معين تصور

 

مي كردند كه به آن ها صورت فلكي مي گفتند.


براي صورت هاي فلكي يونانيان – روميان – مصريان – چيني ها و اعراب نامگذاري

 

كرده اند. حدود 88 صورت فلكي شناخته شده كه معروفترين آن ها « دب اكبر » است.

صورت هاي فلكي نيمكره شمالي در تابستان

 

 

 

 

يك نمونه صورت فلكي:



قمر:

جرم آسماني است كه به دور جسم بسيار بزرگي مي‌گردد. سيارات منظومه‌ي شمسي قمرهاي طبيعي خورشيد هستند و ماه‌ها اقمار طبيعي سيارات هستند. قمرهاي مصنوعي هم براي تحقيق، رصد و ارتباطات، توليد و به مدار زمين يا يك سياره و يا يك قمر طبيعي پرتاب مي‌شود.


در اينجا به بررسي قمرهاي سيارات منظومه‌ي شمسي مي‌پردازيم.
در اطراف سيارات خاكي(زمين گون) تنها 3 قمر در گردش است. اما در مقابل در اطراف سيارات مشتري‌گون بيش از 50 قمر مي‌چرخند. علاوه بر 50 قمر داراي حلقه نيز هستند. حال چون عطارد و زهره قمر ندارند به سراغ
زمين خودمان مي‌رويم.

 

 

ماه:
اطلاعات اساسي :
خروج از مركز مدار: 55/0
دورة تناوب گردش به دور زمين:
نجومي 32/27 روز
هلالي 53/29 روز
سرعت مداري : يك كيلومتر بر ثانيه
فاصله از زمين:
حداقل 360000 كيلومتر
حداكثر 400000 كيلومتر
قطر زاويه‌اي: متوسط 31 دقيقه و 2/5 ثانيه
قطر 3460 كيلومتر
جرم: يك هشتاد و يكمِ جرم زمين
چگالي: 61/0 چگالي زمين
سرعت گريز: 38/2 كيلومتر بر ثانيه
دورة تناوب حركت وضعي به دور محور: 31/27 روز
زاوية ميل استوا با صفحه مدار: 5/1 درجه
دما:
حداقل 140ــ درجه‌ سانتيگراد
حدااكثر 150 درجه سانتيگراد
نسبت بازتاب: 07/0

 

 

مقدمه :
زمين يك قمر دارد و اين قمر در حالي كه زمين خود به دور خورشيد مي‌گردد. بر گرد زمين حركت مي‌كند. اگرچه حجم ماه فقط02/0 حجم زمين و جرم آن يك هشتاد و يكم جرم زمين است. تأثيرش بر زمين، شايستة اعتناي بيشتري است. خيز و افت تناوبي اقيانوسها(جذر و مد) نمونه‌اي از اثرهاي ماه بر زمين است.


نزديكي زياد ماه به زمين، مطالعة آن را از نخستين روزهاي پيدايش نجوم، امكان پذير ساخته است.فاصله متوسط آن فقط 60 برابر شعاع زمين است.


البته اطلاعاتي به كمك تلسكوپ بدست آمده است، ولي بخش زيادي از آنچه مي‌دانيم از مشاهده با چشم برهنه حاصل شده است. در واقع بسياري از اين اطلاعات، دانش همگاني شده است. از جمله اين‌كه ماه هر ماهه دور كاملي از حالتهاي مختلف از ماه نو تا هلال و تربيع و غيره را در مي‌نوردد. و نيز اينكه ما تقريبا همان مسيري را مي‌پيمايد كه خورشيد طي مي‌كند.


همه مي‌دانند كه ماه هرروز بطور متوسط 51 دقيقه ديرتر از روز قبل طلوع مي‌كند و نيز اين‌كه همواره يك روي ماه بسوي زمين است و روي ديگر آن هميشه پوشيده است.

 

 

ماه در مدار خود:
ماه در مدار بيضي شكل، كه زمين در يكي از كانون‌هاي آن است، به دور زمين مي‌گردد. نقطه‌اي براين مدار كه از همة نقاط ديگر به زمين نزديكتر است حضيض زميني ناميده مي‌شود. فاصله‌ ماه از زمين در حضيض زميني آن 360000 كيلومتر است. نقطه‌اي بر اين بيضي كه از همة نقاط ديگر آن زمين دورتر است اوج زميني نام دارد و فاصله‌ي آن از زمين 400000 كيلومتر است. صفحة مدار ماه بسيار نزديك به صفحه‌ي دايره‌البروج، يعني مسير ظاهري خورشيد بر كره‌ي آسمان است و با آن زاوية 5 درجه مي‌سازد. دو نقطه‌اي كه در آن مسير ماه صفحه‌ي دايره‌البروج را قطع مي‌كند، نقاط گره يا عقدتين ناميده مي‌شود. اين نقاط در فضا ثابت نيستند بلكه در جهت حركت عقربه‌هاي ساعت در امتداد دايره‌البروج حركت مي‌كنند و هر دور كامل اين حركت نوزده سال طول مي‌كشد.


چنين بنظر مي‌رسد كه ماه مسير خود را بسيار سريعتر از خورشيد مي‌پيمايد: يك سال تمام طول مي‌كشد تا خورشيد دور كامل را طي كند ولي ماه يك ماهه چنين مي‌كند. در نيمي از اين مدت ماه بالاي دايره‌البروج است و در نيم ديگر زير آن.


اين حركت ظاهراً تندتر موجب مي‌شود كه ماه هرروز كمي، در حدود 51 دقيقه ديرتر از روز قبل طلوع كند.

 

 

جزر و مد( كشند)
سطح اقيانوسها، در تمام نقاط به فواصل زماني كم و بيش منظم بالا مي‌آيد و پائين مي‌رود. بطور متوسط فاصله زماني بين دو مد متوالي 12 ساعت و 5/25 دقيقه است. درست نصف زماني طول مي‌كشد تا ماه ظاهراً يك دور كامل را به دور زمين بپيمايد يعني نصف 24 ساعت و 51 دقيقه. اين امر يك تصادف نيست. علت اصلي جزر‌و مد اقيانوسها‌‌‌‌، نيروي گرانش ماه است. خورشيد نيز در اين پديده سهمي دارد.


جزر و مد همراه با حركات ظاهري ماه‌، از افق شرقي ناظر به سمت افق غربي او پيش مي‌روند. صرفنظر از تاخيرهايي كه معلول اصطكاك و آثار ثانوي ديگر هستند ( و ممكن است به شش ساعت هم برسند) جزر و مد در هر نقطه‌ي زمين ، زماني روي مي‌دهد كه ماه در نصف‌النهار مكان (يا در نيمدايرة متقابل آن) باشد.


اثر خورشيد در جزر و مد نسبت به اثر ماه از درجه‌ي دوم اهميت برخوردار است. زيرا فاصله‌ي آن بسي بيشتر است. نسبت نيروي مولد جزر و مد خورشيد فقط در حدود 7% نيروي ماه است.


وقتي كه نيروهاي مولد جزر و مد ماه و خورشيد هماهنگ با يكديگر عمل كنند، مثلاً به هنگام ماه‌نو كه هردو در يك طرف زمين هستند‌، جزر و مدهاي حاصل در حداكثر خود هستند. اين جزر و مدها‌، جزر و مدهاي بهاري يا مهكشند ناميده مي‌شوند. حد ديگر هنگامي است كه خورشيدو ماه با هم زاوية 90 درجه بسازند. دراين هنگام جزر و مد در حداقل و به جزر و مدهاي خفيف يا كهكشند موسوم است.


نزديكي ماه نيز تاثيري در ارتفاع جزر و مد دارد. هنگامي كه ماه در حضيض زميني قرار دارد نيروي مولد جزر و مد آن به اندازة 20% بيش از حد عادي است.

 


قمرهاي مريخ:
مريخ دو قمر كوچك دارد كه نام‌هاي خود فوبوس(ترس) و ديموس(وحشت) را از ياران اسطوره‌اي مارس(مريخ) خداي جنگ گرفته‌اند.


فوبوس، قمر بزرگتر، قطري در حدود 16 كيلومتر دارد در حاليكه قطر ديموس فقط 11 كيلومتر است. هردو در صفحه‌ي استوائي مريخ در جهت متعارف خلاف حركت عقربه‌هاي ساعت به دور آن مي‌گردند.


فوبوس 9250 كيلومتر از مركز سياره و فقط 5900 كيلومتر از سطح آن فاصله دارد. دورة تناوب حركت انتقالي آن به دور سياره 7 ساعت و 39 دقيقه است و اين كمتر از مدت دوران خود مريخ به دور محورش است. فوبوس در مغرب طلوع و 5/4 ساعت بعد در مشرق غروب مي‌كند.


ديموس 250000 كيلومتر از مركز مريخ فاصله دارد. دوره تناوب حركت انتقالي آن به دور سياره 30 ساعت و 18دقيقه فقط اندكي با دوره تناوب حركت وضعي خود سياره (24 ساعت و 37دقيقه ) تفاوت دارد. ديموس از مشرق طلوع مي‌كند، اندكي از سياره در حال دوران عقب مي‌افتد و پيش از آنكه در مغرب غروب كند‌، دو دور كامل اهله را سپري مي‌كند.

 

 

سياركها:
سياره‌اي مفقود است. بر اساس نظريه بايد بين مريخ و مشتري سياره‌اي در مدار باشد. تاكنون سياره‌اي در آنجا يافت نشده است. اما در عوض تعداد بسيار زيادي اجرام خرد وجود دارد كه به نامهاي سيارات خرد، سيارات صغار و سيارك‌ها موسومند. بعضي از اين اجرام قطري به بزرگي 800 كيلومتر دارند و برخي ديگر كمتر از 5/1 كيلومتر.


سرس نخستين سياركي بود كه در سلا 1801 كشف شد. سه‌تاي بعدي (پالاس ، جونو و وستا) در سال‌هاي 1802،1804 و 1807 كشف شدند. عدة سياركهاي شناخته شده بالغ بر دهها هزار مي‌شود كه بسياري از آن‌ها شكلهاي نامتعارفي دارند حاكي از آن ممكن است اجزا و قطعات سياره‌اي باشند كه بر اثر نيروي كشندي سيارة مشتري از هم پاشيده باشد.


قمرهاي مشتري:16 قمر برگرد مشتري حركت مي‌كنند. چهارتاي اول كه به قمرهاي گاليله‌اي موسومند در 1610 بوسيله گاليله كشف شدند. اين قمرها با نام‌هاي يو، اروپا،گانيميد و كاليستو مشخص مي‌شوند. قمر پنجم آمالته‌آ يا JV در سال 1893 بوسيله‌ي منجم برجسته‌ي آمريكايي ادوارد امرسن بارنارد(1923ــ 1857) كشف شد.قمر چهاردهم(JXIV) در اكتبر 1975 بوسيله‌ي چارلز.ت.كوال كشف گرديد. قمرهاي JI تا JXIII بطور طبيعي به سه دسته تقسيم مي‌شوند:
(1)اقمار داخلي، (ب) اقمار مياني، (پ) اقمار بروني، رده‌بندي JXIV ، كه در كداميك در اين دسته‌ها جاي مي‌گيرد‌، تا پايان سال 1975 مشخص نشده بود.

(ا) اقمار دروني. اين گروه قمرها JI تا JV يعني چهار قمر گاليله‌اي و قمري را كه پروفسور بارنارد كشف كرد. شامل مي‌شود.


قمرهاي گاليله‌اي مدارهايي تقريباً مستدير دارند و در فواصلي بني 420000 كيلومتر و 1880000 كيلومتر از مشتري با دوره‌هاي تناوبي بين يك و سه چهارم روز تا شانزده و دوسوم روز حركت مي‌كنند. دورة تناوب حركت وضعي و انتقالي آن‌ها برابر است. بنابراين ناظري كه بر مشتري قرار دارد همواره يك روي اين چهار قمر را مي‌بيند. هر چهار قمر به اندازه‌ي كافي بزرگ هستند كه در تلسكوپ قرصهاي قابل مشاهده‌اي را پديد آورند و اگر تلالو چيرة سيارة‌ اصلي نبود با چشم برهنه مي‌شد آن‌ها را ديد. در پاره‌اي مواقع هر جهار آن‌ها در طرف غرب سياره‌اند. در مواقع ديگر فقط سه‌تا، دوتا‌، يكي يا هيچكدامشان‌‌‌، و بقيه در طرف شرقي سياره جاي دارند. بسيار اتفاق مي‌افتد كه يكي از قمرها در خسوف باشد(از پشت سياره بگذرد) يا در عبور(از برابر سياره بگذرد) تغييرات موضع اين چهار را مي‌توان با چند ساعت رصد تلسكوپي ملاحظه كرد. دنبال كردن عبور اين اقمار دشوار است. اما سايه‌هايي كه بر سطح مشتري مي‌اندازند بسيار شاخص است و در شرايط رويت خوب آنها را حتي با تلسكوپ نسبتاً كوچكي مي‌توان دنبال كرد.


قمر پنجم از چهار قمر گاليله‌اي به مشتري نزديكتر است. فاصله‌ي آن از مركز سياره فقط 180 هزار كيلومتر‌، و از سطح آن فقط در حدود 110 هزار كيلومتر است. دورة تناوب حركت انتقالي آن حول سياره‌ي اصلي كمتر از 12 ساعت است. بنابراين سرعت مداري آن 27 كيلومتر بر ثانيه يا تقريباً 96 هزار كيلومتر در ساعت است.


(ب) قمرهاي مياني. قمرهاي JVI,JVII,JX,JXII به اين گروه تعلق دارند. آن‌ها جملگي كوچكند‌، و قطرهايشان كمتر از 160 كيلومتر است و به فاصله‌ي متوسط 11 ميليون كيلومتر از مشتري قرار دارند. دوره‌ي تناوب حركت انتقالي آن‌ها در حدود 270 روز برآورد شده است.


(پ) قمرهاي بيروني. اين گروه متشكل است از JVIII,JXI,JXII و JIX (كه در اينجا به ترتيب افزايش فاصله از سياره نوشته شده‌اند.) . اين قمرها را مشخصات زير متمايز مي‌سازد:
1. فاصله‌ي زياد از سياره‌ي اصلي كه نزديك به 24 ميليون كيلومتر برآورد مي‌شود.


2. دوره‌هاي تناوب طولاني، كه براي هر چهار قمر از دو سال بيشتر است.
3. وجود حركت معكوس(رجعي) براي هر چهار قمر‌، يعني در جهتي خلاف همه‌ي سيارات و بيشتر قمرهاي ديگر. چون از بالاي قطب شمال سياره نظر شود ديده مي‌شود كه اين چهار قمر مدارهاي خود را در جهت عقربه‌هاي ساعت مي‌پيمايند.

 

 

حلقه‌هاي زحل
چهار حلقه برگرد زحل مي‌گردند كه با حروف D,C,B,A, ، مشخص مي‌شوند.

نور و روشني حلقه‌ها بوجه قابل ملاحظه‌اي با هم تفاوت دارند. حلقه‌ي مياني (حلقه‌يB ) از همه پرنورتر است و حلقه‌ي بيروني (حلقه‌يA) پس از آن جاي دارد. كم نورترين حلقه‌،حلقه‌ي داخلي (حلقه‌ي D) است. حلقه‌ي C را حلقه‌ي چين خورده [ C(repe) ring ] و حلقه‌ي B را "حلقه‌ي پرنور" [B(right) ring]مي‌نامند.

شكاف ميان حلقه‌هايA و B را به افتخار كاشف آن شكاف كاسيني ناميده‌اند.
حلقه‌ها به خاطر نازكيشان سخت شايان توجهند : مقطع آنها مستطيل بسيار باريكي است. مثلاً مقطع حلقه بيروني مستطيلي خواهد بود به طول 16000 كيلومتر و عرض آن 8 تا 10 كيلومتر.حلقه‌ها درست در صفحه‌ي استواي سياره قرار دارند و استواي سياره زاويه‌ي ميلي برابر با 27 درجه با صفحه‌ي دايره‌البروج مي‌سازد. از آن‌رو كه محور زحل امتداد ثابتي در فضا دارد(يعني محور هميشه به سمت نقطه‌ي ثابتي بر كره‌ي آسمان است.)

 

 

قمر‌هاي زحل
20 قمر دارد كه نزديكترين آن‌ها‌ ، ميماس ، در فاصله‌ي 188000 كيلومتري از مركز سياره است. فوب دورترين قمر آن متجاوز از 16000000 كيلومتر از سياره اصلي فاصله دارد.

دوره‌ي تناوب قمرها از 23 ساعت براي ميماس تا 550 روز براي فوب تغيير مي‌كند . و جز يك استثنا همگي در جهت عادي به دور زحل مي‌گردند. تنها فوب است كه حركتي معكوس (رجعي) دارد و بدينطريق بر پايداري مداريش مي‌افزايد. مي‌توان از راه رياضي نشان داد كه قمري دوردست را كه جهت حركتش عادي است به سهولت بيشتري مي‌توان از چنگ سياره‌اي ربود تا قمري را كه جهت حركتش رجعي است.


قطر قمرها نسبتا كم است. بزرگترين آن‌ها تيتان است(در حدود 4200 كيلومتر) و كوچكترينشان هبپرون(در حدود 480 كيلومتر).


سرعت گريز از تيتان به خاطر جرم بزرگ و دماي كم آن (به خاطر دور بودن آن از خورشيد) كوچك است. از اينرو اين قمر مي‌تواند براي خود جوي داشته باشد. مطالعات طيفنمودي حاكي از وجود ‌CH4 (متان) در اين قمر است.


مطالعاتي كه اخيراً بوسيلة گروهي از دانشمندان در دانشگاه ايالتي نيويورك در استوني بروك انجام شده، وجود اتان را نيز در تيتان آشكار كرده است. اتان يكي از چند مولكول لازم براي تشكيل اسيدهاي امينه است كه جزء اساسي حيات هستند.


چنين بنظر مي‌رسد كه قمرها با همان دورة تناوبي دوران مي‌كنند كه به دور سياره مي‌گردند و در نتيجه هميشه يك رويشان به سمت سياره‌ي اصلي است و تغييرات مرصود در روشني آنها نيز از همين است. دوره‌ي تناوب اين تغييرات روشني همان دوره‌ي تناوب گردش انتقالي است. روشني يكي از قمرها‌، ياپتوس ، در هر گردش از مي‌نيموم به ماگزيمم ، 5 برابر مي‌شود.

قمرهاي اورانوس
اورانوس پنج قمر دارد‌ ‌: ميراندا ، آريل ‌، اومبريل‌، تيتانيا‌ ‌و ابرون كه همگي در صفحه‌ي استواي سياره اصلي و در نتيجه تقريباً قائم بر مدار سياره ، به دور آن مي‌گردند. هر پنج قمر حركتشان رجعي است كه با چرخش سياره حول محورش سازگار است.

اندازه‌ي اقمار اورانوس تقريباً از 240 كيلومتر تا 1000 كيلومتر است. شعاع مدار نزديكترين قمر 120000 كيلومتر و از آن دورترين قمر 580000 كيلومتر است.

قمرهاي نپتون
براي نپتون دو سياره كشف شده است‌: نخست تريتون كه به فاصله‌ي چند ماه پس از كشف سياره‌، ديده شد ؛ دومي بيش از يك قرن بعد كشف گرديد.

تريتون از اين نظر منحصر به فرد است كه تنها قمر نزديك به سياره‌ي اصلي است كه حركتي معكوس(رجعي) دارد. فاصله‌ي آن از سياره‌ي اصلي354000 كيلومتر تقريباً هم اندازه‌ي فاصله‌ي ماه از زمين است. حركت معكوس تريتون ممكن است معلول وقايع زير باشد‌: (آ) تريتون و پلوتن زماني قمرهاي نپتون بودند و هر دو حركت مستقيم داشتند. (ب) رويارويي نزديك ميان تريتون و پلوتون موجب دفع و اخراج پلوتن(كه سياره‌اي مستقل گرديد) و معكوس شدن جهت حركت تريتون شده است.
قطر تريتون 3500 كيلومتر و جرم آن يك پانزدهم جرم زمين است و هر پنج روز و بيست ساعت يك‌بار در مداري كه با صفحه‌ي دايره‌البروج زاويه‌ي 37درجه تشكيل مي‌دهد‌، به دور نپتون مي‌گردد.
نرئيد( در اساطير پري دريائي ملازم نپتون ، رب‌النوع دريا‌‌‌‌‌‌‌) قمر دوم نپتون به دور سياره‌ي اصلي در جهت مستقيم حركت مي‌كند. دوره‌ي تناوب نجومي آن 360 روز است و مدار آن زاويه‌ي 5درجه با دايره‌البروج مي‌سازد.
نرئيد از دو نظر منحصر به فرد است :(آ) به قدري كم فروغ است كه حتي با تلسكوپ‌هاي بزرگ هم ديده نمي‌شود. رصد اين قمر بطور عمده از طريق عكسبرداري صورت مي‌پذيرد. (ب) مدار آن خروج از مركز بزرگي دارد(75/0) ، فاصله‌اش تا نپتون از1175000 كيلومتر در نزديكترين وضعيت تا 11000000 كيلومتر در دورترين نقطه‌ي مدار تغيير مي‌كند.
قمر پلوتو‌، كارونپلوتو خود قبلاً بنظر مي‌رسد قمري از نپتون بوده كه از مدار خارج شده و شايد قمر آخر نپتون هم اين‌طور شود.

از زمانهای کهن ، مردم در آسمان شب در میان گروههای ستارگان ، اشکالی خیالی دیده‌اند. با استفاده از خطوط ، آنها ستارگان این گروهها را به یکدیگر متصل کرده و اشکالی به نام صورت فلکی را تشکیل داده‌اند. امروز طبق سیستمی بین المللی آسمان پیرامون زمین به 88 منطقه تقسیم می‌شود و هر منطقه در بر گیرنده یک صورت فلکی است.

طرح هر صورت فلکی نمایانگر شیء یا جانداری است و تعدادی از آنها به یاد شخصیتهای اسطوره‌ای نامگذاری شده‌اند. از زمین ، ستارگان هر صورت فلکی مجاور یکدیگر به نظر می‌آیند، اما در حقیقت آنها فاصله بسیاری از همدیگر دارند. همگی آنها در فواصل مختلفی از زمین قرار دارند. اگر می‌توانستیم از جای دیگری از فضا به
صورت فلکی جبار نگاه کنیم، طرح ستاره‌ای آن از آنچه که از زمین می‌بینیم، متفاوت می‌باشد.

کره آسمان

از زمین ، صورتهای فلکی چنین به نظر می‌رسند که به داخل کره‌ای تو خالی معروف به کره آسمان چسبیده‌اند. ظاهراً این کره هر 24 ساعت یکبار در مسیری شرقی _ غربی به دور زمین می‌گردد. شبکه‌ای از خطوط معروف به بعد و میل به اختر شناسان کمک می‌کند تا محل ستارگان کره آسمان را بیابند و نقشه‌های ستارگان ، تصویر کره‌ای فرضی بر روی صفحه‌ای تخت هستند.

ستاره قطبی و دبها

آنهایی که در نیمکره شنالی زندگی می‌کنند، می‌توانند به قطب شمال کره آسمان بنگرند. ستاره قطبی به این قطب بسیار نزدیک است. بر خلاف سایر ستارگان ، به نظر نمی‌آید که با گردش زمین به دور محورش ، ستاره قطبی در آسمان حرکت کند. صور فلکی پیرامون ستاره قطبی عبارتند از دب اکبر (خرس بزرگ) و دب اصغر (خرس کوچک).

ستاره قطبی همواره این چنین در مجاورت قطب شمال سماوی قرار نداشته و همیشه نیز چنین باقی نخواهد ماند. چون زمین اندکی در محورش تکان می‌خورد، قطب شمال همیشه به نقطه‌ای ثابت در کره آسمان اشاره نمی‌کند. در عوض در طی 25800 سال ، بخش شمالی محور زمین دایره کوچکی را در نیمه شمالی کره آسمان بجای می‌گذارد. ستارگانی که به این دایره نزدیکترند، به نوبت قطب شمال کره آسمان را نشان می‌دهند.

قدر ظاهری

هنگامی که به ستارگان درخشان در آسمان شب می‌نگریم، برخی از بقیه درخشانترند. ستاره شناسان برای بیان میزان درخشندگی ستارگان ، از یک مقیاس درخشندگی به نام قدر ظاهری استفاده می‌کنند. برای اولین بار هیپارخوس ، منجم یونانی قرن دوم پیش از میلاد ، ستارگان را این چنین طبقه بندی کرد. سپس دامنه مقیاسش برای در بر گرفتن اجرام سماوی درخشانتر و کم نورتر ، افزایش یافت.

صلیب جنوبی

ساکنان نیمکره جنوبی کره آسمان بنگرند. هیچ ستاره درخشانی مجاور این قطب نیست، اما صورت فلکی صلیب جنونی نشانه‌ای برای یافتن آن است. اگر چه صلیب جنونی از تمام صور فلکی کوچکتر است، اما در زمینه روشن کهکشان راه شیری جنوبی ، یافتن آن آسان است. با گذشت زمان، نقطه‌ای از کره آسمان که محور چرخش زمین رو به آن است، تغییر مکان می‌دهد. در طی سالها این تغییر تنها به اندازه عرض ظاهری ماه است، ولی در خلال قرنها ، این جابجایی شدید است. مثلاً اگر شهرهای نیمکره شمالی نظیر ونکوور یا لندن در 3 هزار سال قبل از میلاد وجود داشتند، ساکنانشان می‌توانستند صورت فلکی صلیب جنوبی را ببیند.

منطقة البروج

چنین به نظر می‌رسد که همزمان با گردش زمین به دور خورشید، خورشید در مقابل زمینه متغیری از ستارگان حرکت می‌کند. مسیر سالیانه خورشید به دایرة البروج و پهنه‌ای از آسمان که با زاویه تقریبی 9 درجه از طرفین آن گسترده می شود، به منطقه البروج معروف است. تمدنهای باستانی برای اندازه گیری زمان، منطقه البروج را به 12 صورت فلکی تقسیم کردند ولی اکنون صورت فلکی دیگری به نام حوا به این باریکه آسمان افزوده شده است.

صور فلکی مهم

برخی از 88 صور فلکی از سایری معروفتند، و طرحهایی دارند که فوراً تشخیص داده می‌شوند. این طرحها همچون نشانه به ستاره شناسان در یافتن آنها در آسمان شبانه کمک می‌کنند. بهترین نمونه ، جبار (شکارچی) ، از درخشنانترین صور فلکی آسمان است. صورت فلکی معروف دیگر دب اکبر (خرس بزرگ) است . دب اکبر شامل هفت ستاره درخشان است که برای مدتهای طولانی علاوه بر ستاره شناسی ، در دریانوردی نیز راهنمای مفیدی بوده‌اند.

نام لاتینی نام رایج کره آسمان (شمال/جنوب) نام لاتینی نام رایج کره آسمان (شمال/جنوب)
آندرومدا امرأة المسلسله شمال لاسرتا چلپاسه (سوسمار) شمال
آنتلیا تلمبه جنوب لئو اسد شمال
آپوس مرغ بهشتی جنوب لئو ماینر اسد اصغر شمال
آکواریوس دلو جنوب لپوس خرگوش (ارنب) جنوب
آکوئیلا عقاب هردو لیبرا میزان جنوب
آرا آتشدان جنوب لوپوس گرگ جنوب
آریس حمل شمال لینکس سیاهگوش شمال
اوریگا ارابه ران شمال لیرا شلیاق (چنگ رومی) شمال
بوتیس عوا (گاوران) شمال منزا کوهمیز جنوب
سیلوم قلم جنوب میکروسکوپیوم میکروسکوپ جنوب
کاملوپاردالیس زرافه شمال مونوسرس تکشاخ هردو
سرطان خرچنگ شمال موسکا ذبابه (مگس) جنوب
کانیزوناتیکی سگهای شکاری شمال نرما گونیا جنوب
کانیس میجر کلب اکبر جنوب اکتناز ثمن جنوب
کانیس ماینر کلب اصغر شمال آفیکوس حوا (مار افسای) هردو
کاپریکوموس جدی جنوب اریون شکارچی (جبار) هردو
کارینا حمال جنوب پاو طاووس جنوب
کاسیوپیا ذات الکرسی شمال پگاسوس فرس اعظم (اسب بالدار) شمال
سنتاروس قنطروس جنوب پرسیوس برساوش شمال
سفیوس قیفاووس شمال فونیکس عنقا(سیمرغ) جنوب
سیتوس قیطس هردو پیکتور سه پایه نقاش جنوب
شاملئون حربا (آفتاب پرست) جنوب پیسیز حوت شمال
سیرسینوس دوپرگار جنوب پیسیزآسترینوس حوت جنوبی جنوب
کلومبا حمامه(کبوتر) جنوب پایپس کشتی دم جنوب
کمابرنیسیس گیسوان برنیکه شمال پیکسیس قطب نما جنوب
کرونا آسترالیس اکیل جنوبی جنوب رتیکولوم شبکه جنوب
کرونا بوریالیس اکیل شمالی شمال ساجیتا سهم (تیر) شمال
کروس کلاغ جنوب ساجیتاریوس قوس (رامی) عقرب
کریتر باطیه جنوب اسکالپتر حجار (سنگتراش) جنوب
کراکس صلیب جنوبی جنوب اسکاتوم سپر جنوب
سیگنوس دجاجه (قو) شمال سرپنس حیه(مار) هردو
دلفینوس دلفین شمال سکستانز السدس هردو
درادو ماهی طلایی (ابوسیف) جنوب تاروس ثور شمال
دراکو اژدها شمال تلسکوپیوم تلسکوپ جنوب
ایکولیوس قطعه الفرس شمال تریانگولوم آسترال مثلث جنوبی جنوب
اریدانوس نهر جنوب توکانا طوقان جنوب
فروناکس کوره جنوب اورسا میجر دب اکبر شمال
جمینی جوزا (دوپیکر) شمال اورسا ماینر دب اصغر شمال
گراس درنا جنوب ولا بادبان جنوب
هرکولیس هرکول شمال ویرگو سنبله هردو
هارولوجیوم ساعت جنوب ولانز ماهی پرنده جنوب
هایدرا شجاع (مار باریک) هردو ولپکیولا ثعلب(روباه) شمال
هایدروس هیه الماء (مار آبی) جنوب ایندوس هندی جنوب

 

كارن كه قمري بزرگ است ، داراي طول قطري به اندازه‌ي نصف قطر پلوتون بوده و 12 درصد منظومه‌ي مداري را به خود اختصاص داده است. مركز جرم اين منظومه در خارج از سطح پلوتون قرار دارد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم بهمن 1390ساعت 20:12  توسط اندیشه ی برتر | 


زمين ساخت ورقه اي

در سال 1912 ميلادي دانشمند آلماني بنام وگنر اظهار داشت كه حدود 200 ميليون سال پيش تمام خشكي ها به هم متصل و يك تكه بوده اند اين خشكي رفته رفته به دو قسمت تقسيم شده و پس از آن هر قسمت نيز قطعه قطعه شده و قاره هاي امروزي را بوجود آمده اند سپس وگنر نظريه زمين ساخت ورقه اي را مطرح كرد.

نظريه زمين ساخت ورقه اي:
بر اساس اين نظريه سنگ كره زمين يك تكه نيست بلكه از تعدادي ورقه هاي بزرگ و كوچك تشكيل شده است.


نكته: بعضي از ورقه ها در زير قاره ها و بعضي ديگر در زير اقيانوس ها و برخي هر دو را در بر مي گيرد.

 





نكته: به هر يك از ورقه هاي سنگ كره يك پليت مي گويند نمونه اي از حركت پليت ها در سطح زمين.

 

بر اثر حركت پليت ها در حاضيه ورقه ها زلزله ايجاد مي شود.

زلزله
حركت ناگهاني قسمتي از زمين را زلزله گويند كه اين حركت موجب تخريب ساخمان ها و رانش زمين     مي شود و گاهي خسارت جاني و مالي زيادي را به بار مي آورد.

ريشتر
واحد شدت زلزله است كه دانشمند آمريكايي به نام چالز فوانسيس ريشتر اولين بار شيوه اندازه گيري شدت زلزله را پيشنهاد داد او شدت زلزله را 1 تا 12 ريشتر بيان كرد.

 

 

نكته انرژي زمين لرزه اي كه شدت آن يك ريشتر است برابر انرژي حاصل از انفجار 170 گرم تي ان تي (TNT) است. به ازاي افزايش هر درجه ريشتر شدت زمين لرزه 31 برابر عدد قبلي است.

سؤال: چه عاملي در زير سنگ كره موجب شكل پذيري و خمير مانند بودن نرم كره مي شود؟
جواب: دما و فشار بسيار زياد در زير سنگ كره

سؤال: چگونه قسمت خميري گوشته ممكن است جا به جا شود؟
جواب: چون قسمت زيرين دما بيشتر از قسمت بالايي بخش خميري شكل است اين اختلاف دما باعث تغيير چگالي مواد شده و سبب جابه جايي ماده خميري شكل مي شود.

سؤال: چه موقع ورقه هاي سنگ كره جا به جا مي شوند؟
جواب: وقتي مواد نرم كره به آرامي بالا بيايند و به طرفين كشيده شوند ورقه ها روي هم مي خزند.


حركت ورقه ها در مجاورهم به سه صورت ممكن است باشد.


1- دو ورقه از هم دور مي شوند.

 


2- دو ورقه به هم برخورد كرده و نزديك مي شوند.


3- دو ورقه در كنار هم مي لغزند.


پديده هاي حاصل از حركت ورقه ها:
1- ورقه هاي دور شونده:

بيش تر محل ورقه هاي دور شونده در ميان اقيانوس ها قرار دارند در اين مناطق مواد مذاب از بين دو ورقه خارج شده و بين دو ورقه سخت مي شود و پوسته جديد حاصل مي گردد.


به همين دليل هر ساله چندين سانتي متر بر وسعت اقيانوس ها افزوده مي شود.

 

2- ورقه ها هاي نزديك شونده:
چون ورقه هاي نزديك شونده خصوصيات فيزيكي و شيميايي مختلفي دارند پديده هاي حاصل به يكي از صورت هاي زير مي باشد.
الف: برخورد ورقه اقيانوسي با قاره اي:
چون ورقه هاي اقيانوسي نسبت به ورقه هاي قاره اي سنگين تر مي باشند به زير ورقه هاي قاره اي كشيده مي شوند و باعث ايجاد گودال اقيانوسي- كوه هاي آتش فشان و زلزله مي شوند.


ب: برخورد دو ورقه اقيانوسي:
يك ورقه به زير ورقه ديگر فرو مي رود و با خم شدن لبه ورقه ها گودال عميق اقيانوسي ايجاد مي شود. ورقه فرو رونده ذوب شده و مواد مذاب از بستر دريا خارج مي گردند و بر اثر آتش فشان جزايري سر از آب بيرون آورده و جزاير قوسي توليد مي گردند.



ج: برخورد دو ورقه قاره اي
هيچ كدام از ورقه ها زير ديگري فرو نمي رود چون جرم هر دو مساوي است بر اثر چنين برخوردي كوه و زلزله شديد ايجاد مي شود.

 


3- ورقه ها در كنار هم مي خزند
در اين محل ها نه پوسته جديد توليد مي شود و نه ورقه اي تخريب مي شود بلكه فقط ورقه ها كنار هم حركت مي كنند در اين صورت زلزله هاي شديد ايجاد مي گردد.

 

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم آذر 1390ساعت 16:51  توسط اندیشه ی برتر | 

 انتخاب مصنوعی :

منظور از انتخاب مصنوعی دخالت انسان در قوانین موجود در طبیعت است و در مقابل

انتخاب طبیعی قرار دارد. انسان با انتخاب  گونه های خاصی از ذرت و گاو تغییرات زیادی

در نژادهای مختلف  آن ها به وجود آورده است . سال ها پیش انسان بدون این که چیزی از

 علوم زیستی بداند دست به انتخاب می زده است . مثلا : تمام مرکبات که اکنون ما در اختیار

 داریم چندین هزار سال پیش وجود نداشته اند و  همه از انتخاب مصنوعی روی نارنج به

وجود آمده اند .

تولید انواع میوه های بی هسته،تولید درختان میوه ی پربار،لقاح مصنوعی در گاو ها با

تزریق آمپول برای تولید گاوهای شیری یا گوشتی مرغوب،تولید بذرهای اصلاح شده و ... .

 همه نمونه هایی از انتخاب مصنوعی می باشند،یعنی انسان برای رفع نیازهای خود و عدم

کفایت انتخاب طبیعی از روش مصنوعی استفاده می کنند .

 

مطالعه ای در مورد انتخاب مصنوعی مرغ های گوشتی

برنامه های فعلی تغذیه جوجه های گوشتی که از زمان ورود به سالن تا 21 روزگی استفاده

می شود یک خوراک آغازین ( استارتر 1 ) می باشد. فرمول این خوراک موجب مصرف

همان مواد مغذی در جوجه های یکروزه   می شود که در پرندگان مسن تر مصرف می شود

ولی یافته ها و تحقیقات جدید نشان می دهد که این کار صحیح نیست. قابلیت و امکان استفاده

از اجزاء تشکیل دهنده خوراک در جوجه های خیلی جوان به مراتب ضعیف تر از پرندگان

مسن تر است.

تفاوتهایی که در نحوه استفاده از غذا در جوجه های جوان وجود دارد بخاطر تطابق و

سازگاریهای ایجاد شده در طی انتقال از زندگی جنینی به زندگی طبیعی است. به عبارت

دیگر انتقال از تغذیه مادری به تغذیه خارجی. آگاهی دقیق از تکامل جنین در زمان

انکوباسیون بخصوص در روزهای پایانی آن و بلافاصله پس از تولد اهمیت زیادی دارد.

نحوه تغذیه جنین و تغییرات دستگاه گوارش در دوران انکوباسیون و رشد اولیه آن پس از

تفریخ یک نقش کلیدی در این مورد دارد. افزایش میزان گلوکز خون بوسیله استفاده از مواد

افزودنی و غذاهای مخصوص با حداکثر نشاسته ژلاتینه شده نیز از مواردی هستند که موجب

بهبود رشد اولیه جوجه می شوند. فرمول مخصوصی که بتواند در ابتدای زندگی نیاز جوجه

را تأمین کند تا سن 3 یا 4 روزگی بیشتر مورد نیاز نیست.

فرآیندهای هضم جنینی:


زرده منبع اصلی مواد غیر حیوانی برای تشکیل جنین و رشد آن در دوران انکوباسیون می

باشد که دو سوم محتوای ماده خشک آن چربی است که از نوع لیپو پروتئینها با دانسیته خیلی

 پائین (VLDL) و ویتلوژنین می باشد. ( ویتلوژنین فسفو پروتئین زرده می باشد ) این دو

 نوع ترکیب تأمین کننده انرژی هستند و اسیدهای چرب در این زمان برای ساخت غشاء

سلولی به مقدار زیاد لازم هستند. فوسویتین پروتئینی است که فسفر را متمرکز می کند و

بصورت گرانول وجود دارد. فوسویتین همراه با کلسیم آزاد شده از پوسته تخم مرغ برای

تشکیل اسکلت جوجه به مصرف می رسد. قسمت آبکی زرده ایمونوگلوبولین IgG را در

 خود دارد که جهت ایجاد ایمنی پاسیو یا غیر فعال در ابتدای زندگی جوجه به منظور مقابله با

 عفونتها بسیار اهمیت دارد. انتروسیتهای موجود در دستگاه گوارش جنین در پایان هفته دوم

انکوباسیون برای جذب مولکولهای درشت با ظرفیت هضم و جذب محدود هدایت می شوند.


در این موقع آلبومین از طریق ارتباط سروآمنیوتیک بطرف حفره آمنیوتیک و از طریق ناف

 کیسه زرده بطرف کیسه زرده جاری می شود. آلبومین وارد شده به حفره آمنیون در اولین

تجربه هضمی جنین بوسیله جنین هضم می شود. این عمل موجب تشکیل انتروسیتهای جدید

 می شود که عمل هضم را کاملتر انجام می دهند. محتویات از طریق غشاء کیسه زرده

 بسرعت به جوجه منتقل می شوند. چربی بعنوان جزء اصلی باقیمانده مخلوط زرده و

آلبومین همراه با مواد مغذی دیگر وجود دارد. میزان گلوکز خیلی پائین است و بنابراین

چرخه گلوکونئوژنز از پروتئین منبع اصلی تولید گلوکز برای جوجه های در حال تولد می

باشد. تغذیه مستقل در جوجه برای پاسخ به نیازهای غذایی آن در سن 3 تا 4 روزگی شروع

می شود. یعنی موقعی که محتویات کیسه زرده کاملا" به مصرف رسیده است.


+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم آبان 1390ساعت 19:49  توسط اندیشه ی برتر | 

بر اساس مراحل نظریه تکامل حیات ابتدا در آب بوجود آمد و  جانداران زنده ابتدا در آب

 بوجود آمدند و تکامل یافتند سپس گلسنگ که حاصل همیاری یک جاندار فتوسنتز کننده و

یک قارچ بوجود آمدن و بدلیل اینکه صفات مساعدی برای حیات در خشکی داشت توانست

 اولین جانداری باشد که به خشکی راه می یابد.

همزمان با رفتن بی گلسنگ ها به خشکی بی مهرگان پدید آمدند 505 میلیون


سال پیش در دوره اردوویسن نخستین حشرات از آب به خشکی آمدند و 127 میلیون سال

 قبل نخستین مهره داران که

موجوداتی بودند که بدلیل داشتن

آبشش توانایی زندگی گردن

 
در خشکی را داشتند از آب به

خشکی آمدند و بعدها به خزندگان که

موفق ترین گونه بودند


تکامل پیدا کردند. نخستین جانداری که از اب دریا پا به خشکی نهاد جانداری بود به

 
نام اکتیوستکا Ectios Teca که از ماهی ها تکامل یافته بود نخستین جاندارانی که از ماهی

 تکامل یافته بودند ابتدا دارای دو دست و دو باله بودند سپس به چهار دست و پا تکامل پیدا

کردند.

گسترش حیات از آب به خشکی در قرن بیستم توسط کارل لینه کشف شد و نظریه


تکامل در قرن هجدهم توسط چارلز داروین ارائه و تکمیل شد.

متاسفانه بسیار از مفسران اسلامی بروی این نظریه شمشیر کشده اند و در حالی پیچیدگی بدن

موجودات زنده و عملکرد هورمون ها به قدری است که بدون حضور و نظارت یک خالق

 هوشمند امکان ندارد تکاملی انجام گرفته باشد


ولی حقیقت درست این است که تکامل موجودات تحت کنترل یک خالق هوشمند انجام گرفته

است و ممکن است در برخی از موجودات از جمله انسان صدق نکند و بر بسیاری از گونه

ها صدق کند.مشکل دنیای امروز این است که افرادی که معتقدند نظریه داروین کلا درست

است در اشتباه هستند و کسانی که معتقد هستند این نظریه کلا اشتباه است نیز در اشتباهند.

در مرود انسان هم بسیار از دین شناسان از ادیان مختلف معتقدند باغ بهشت Garden of

 Eden  مکانی بروی زمین بوده است پس اولین میمونی که تحت کنترل به یک انسان تبدیل

 شده می تواند در مورد آدم و حوا صدق کند.امروز و در چند شب آینده به برسی آیات قرآن

 در مورد تکامل می پردازیم

در مورد بوجود آمدن حیات در آب در سوره انبیا آیه 30نوشته شده است هر چیز زنده ای را

 از آب پدید آوردیم و در سوره نور آیه 45 نوشته شده است و خداوند هر جنبنده ای را از آب

 آفرید که این دو آیه در مورد دو نظریه علمی صحت دارد نخست اینکه هفتاد در صد بدن

موجودات زنده از آب تشکیل شده است و دوم اینکه حیات در آب تشکیل شده است.در مورد

آمدن حیات از آب به خشکی نیز در ادامه آیه 45 سوره نور نوشته شده است:

و خداست که هر جنبنده‏اى را [ابتدا] از آبى آفرید پس پاره‏اى از آنها بر روى شکم راه

مى‏روند و پاره‏اى از آنها بر روى دو پا و بعضى از آنها بر روى چهار [پا] راه مى‏روند خدا

هر چه بخواهد مى‏آفریند در حقیقت‏ خدا بر هر چیزى تواناست

همان طوری که می بینید مراحل بطور دقیق پشت سر هم آورده شده ابتدا خلقت از آب و

سپس بوجود آمدن خزندگان و و دودست بودن و سپس چهار دست و پا  رفتن به خشکی .

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم آبان 1390ساعت 21:40  توسط اندیشه ی برتر | 

زمين زيستگاه ما


مقدمه
  
زمين شناسي علمي است كه درباره ساختمان زمين و موقعيت آن در فضا و علت تغييرات آن تحقيق     مي كند در اين علم ساختها، فرآيندها و تاريخ گذشته زمين مورد مطالعه واقع مي شود. فرآيندهاييموجب بوجود آمدن تغييرات در زمين مي شوند و رويدادهاي گذشته زمين و شكل هاي زندگي از زمان پيدايش تا امروز همه در محدوده علم زمين شناسي است.

 

علم زمين شناسي شاخه هاي گوناگوني دارد كه هر شاخه كارشناسان مخصوص دارد.

بعضي از شاخ هاي زمين شناسي عبارتنداز:
1- اقيانوس شناسي:
درباره اقيانونس ها ، لايه هاي تشكيل دهنده آن ها، جانوران موجود در آنها مطالعه مي كند.

2- هواشناسي:
علم مطالعه پوشش گاز در اطراف زمين (هواكره) است.

3- اخترشناسي:
علم مطالعه ستارگان و كليه اجرام آسماني و به آن علم نجوم نيز مي گويند.

4- ژئوفيزيك:
علم كاربرد قوانين فيزيك در حل مسائل مربوط به زمين

5- ژئوشيمي:
علم شناسايي مواد سازنده زمين مثل سنگ، خاك، كاني و ... است.

6- ديرين شناسي:
علم مطالعه فسيل ها و ارتباط آنها با علم زيست شناسي است. ديرين شناسي در تعيين موقعيت مخازن نفتي نقش مهمي دارد.

7- چينه شناسي:
علمي كه با استفاده از لايه هاي رسوبي و فسيل ها دورن زمين شناسي را مشخص مي كند.

 

سرگذشت زمين:

 

 

الف: لايه هاي رسوبي ساده ترين راه براي تعيين تاريخ گذشته زمين است اما اگر دچار چين خوردگي شده باشند بايد از منابع ديگر استفاده كرد.
در هنگام چين خوردگي لايه هاي زيرين و بالايي به خوبي قابل تشخيص نيست در اين صورت بايد جنس لايه ها را مورد مطالعه قرار دارد.

ب: بهترين راه مطالعه تاريخ زمين استفاده از فسيل يا سنگواره است.

فسيل چيست؟
آثار و بقاياي گياهان و جانوراني كه در دروه هاي گذشته زمين زندگي مي كردند.

 


در بعضي شرايط يك جاندار به طور كامل به فسيل تبديل مي شود.


وقتي جاندار به طور ناگهاني در يك محيط قرار بگيرد كه عوامل مخرب و تجزيه كننده به آن دست رسي نداشته باشند فسيل كامل از آن باقي مي ماند.
مثال: قرار گرفتن حشره در شيره هاي گياهي - فيل هاي ماموت در يخچال هاي قطبي

بسياري از عوامل موجب تجزيه بدن جاندار و مانع تشكيل فسيل مي شوند.


مكانهاي تشكيل فسيل
الف: مناطق آبي (درياها - درياجه ها - و ..... )
بهترين منطقه براي تشكيل فسيلل محيط هاي كم عمق است زيرا در اين مناطق جانداران آبزي و زيادي زندگي مي كنند و عمل رسوبگذاري شديد است.


ب: مناطق خشكي عبارتنداز

 

 



تغيير گونه هاي جانداران:
در مورد بروز تغيير در جانداران فرضيه هاي متعددي وجود دارد اگر چه اين فرضيه ها قابل آزمايش نيستند اما با دلايل و شواهد مي توان آنها را قبول يا رد كرد.

1- نظريه لامارك:
استعمال يا عدم استعمال از يك اندام موجب بروز تغيير در جاندار مي شود اندامي كه زياد مورد استفاده قرار بگيرد قوي تر مي شود و اندامي كه كار نكند رشد زيادي ندارد.

مثلا زرافه برای خوردن برگ درختان ناچار گردن خود را بالا کشانده در نتیجه گردن آن نسل به نسل درازتر شده است.


2- نظريه داروين:
طبيعت در محيط افراد سازگارتر را انتخاب مي كند و آنهايي كه براي زندگي در يك محيط مناسب نيستند از بين مي روند.
مثال: زرافه ها داراي اندازه هاي متفاوتي بوده اند. آنهايي كه قد بلند داشته دسترسي به غذا داشته و زنده مانده اند اما زرافه هاي كوتاه قد بر اثر كمبود غذا از بين رفته اند.


فكر انتخاب طبيعي چگونه در ذهن داروين ريشه گرفت؟
او مشاهده كرد كه تعداد اولاد جانداران از والدين بيشتر است اما جمعيت انواع گونه ها هميشه ثابت است.

داروين از اين فرضيه سه نتيجه گرفت:

1- در يك محيط خاص فقط تعداد معيني از جانداران مي توانند زندگي كنند.
2- بين افراد يك نوع تفاوت فردي وجود دارد همه از نظر سازگاري مشابه نيستند.
3- افرادي كه سازگاري بيش تري دارند از شانس بيش تري براي زنده ماندن برخوردار هستند.


جهش:
به صفاتي كه به طور ناگهاني در يك فرد ظاهر مي شوند و قابل ارثي شدن هستند جهش مي گويند.

نظريه دووريس در مورد جهش:
او جهش را عامل ايجاد كننده صفات ثانويه در جانداران دانست.

چگونگي بروز جهش:

جهش بر اثر تغيير مولكول هاي DNA كه ماده اصلي كروموزوم است بوجود مي آيد اين ماده بسيار با ثبات است و كمتر دچار تغيير مي شود به همين دليل طي ميليون ها سال انواع گونه جانداران بدون تغيير باقي مانده اند.

 


 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم آبان 1390ساعت 12:8  توسط اندیشه ی برتر | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
باسلام!
خدمت بازدیدکنندگان محترم:
این وبلاگ شامل مطالب درسی وعلمی و آموزشی سوم راهنمایی است وحتی فراتر از آن و ما امیدواریم باعث رضایت وخشنودی شما شود.
- سیدیاسرسیدین
- پژمان حاجی پور
- محمدمردانی
- علی سعیدی
(راهنمایی نمونه اندیشه بروجن-اندیشه ی برتر)

نوشته های پیشین
اردیبهشت 1391
اسفند 1390
بهمن 1390
آذر 1390
آبان 1390
مهر 1390
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM